انجمنهای فارسی اوبونتو
جامعه کاربران => کافه اوبونتو => نویسنده: seyal در 12 شهریور 1405، 03:03 بظ
-
چندین مرتبه پیش اومده بود که برای یافتن ابزار برای یک هدف خاصی از هوشمصنوعی کمک گرفتم
روش خوبی بود اما تکیه صرف بر اون باعث ایجاد مشکلات اساسی میشد:
۱- داشتن سانسور نامحسوس:
مخصوصا در هوشمصنوعیهایی که متنباز نیستند این مورد خیلی مشهوده. به علت سیاست محافظهکارانهای که دارند بسیاری از ابزارهایی که میتونه کار رو راه بندازه رو ترجیح میدن معرفی نکنند
۲- چاپلوسی:
وقتی از یک ابزار انتقاد بکنی خیلی راحت اون رو قبول میکنه به جای اینکه بیاد پتانسیل واقعی اون رو نشون بده و بگه شاید اصلا در حال استفاده درستی از اون نیستی و باید این آموزش ها رو قبل از استفاده این ابزار دیده باشی.
۳- پیشنهاد صرفا گزینههای رایج:
کمدردسرترین گزینه رو پیشنهاد میده به جای اینکه کاربردیترین ها براش اولویت داشته باشه
۴- تجربه نکردن آن ابزار در حالت واقعی با تجربه شخصی:
وقتی یک کاربر در جایی مثل Mail list به پرسش شما پاسخ میده احتمال زیادی داره که خودش هم قبلا با اون نیاز مواجه شده باشه و درک میکنه که شما الان در چه شرایطی هستید و چرا این نیازها براتون در اولویت قرار داره.
مثلا شما میخواید یک شماره مجازی بخرید وقتی تجارب واقعی افراد رو ببینید که گفتن مثلا برای این برنامه این سایت کار نمیکنه دید شفافتری خواهید داشت. و بهتر از AI هست که بر حسب ادعا(که گاهی هم توهم میزنه) میگه که فلان ویژگی را داره یا نداره.
۵- افزایش گستره تعامل اجتماعی:
گاهی تلاش برای یافتن جواب یک سوال باعث میشه که با کامیونیتیهایی آشنا بشید که سطح علمی شما رو چند مرتبه بالاتر میبرن و اونجا با اشخاص روابطی رو برقرار میکنید که بسیار در امور مختلف از خط فکری گرفته تا آینده شغلی تاثیرگذار هست.
همین خواندن مطالب خود انگیزه برای پیشرفتهای بعدی همچون جواب دادن مطالب و سپس نوشتن مقاله و ... هست.
درحالیکه تکیه صرف بر AI باعث بیصبری در یافتن مطلب و انزوا در محیطاجتماعی میشه.
۶- قطع زنجیره حمایت از تولیدکنندگان محتوا:
مثلا در مورد یک وبسایت اگر همه از AI برای خوندن مقالات اون استفاده کنند اون افرادی که بنا بود نسل آینده نویسندگان باشن چون با پلتفرم ارتباط نگرفتن باعث کاهش کاربران فعال پروژه و قطع شدن زنجیره میشه و همون چیزی هم که AI از اون تغذیه میکرد وجود نخواهد داشت.
۷- آشنا شدن با ویژگیهای نهان و ابزارهای جایگزین:
به نظرم این مهمترین مورد هست. وقتی شما در حال خوندن یک فروم و یا تماشای یک ویدیو یوتیوب هستید میفهمید برای نیاز شما کلا از دستهبندی دیگری از ابزارها هم میشه استفاده کرد و راهحلهای خلاقانهتری به ذهنتون میرسه. همچنین اونجا میتونید بفهمید این ابزار یا پلتفرم چقدر پتانسیلهای نهان داشته که هر کدوم از اونها پنجرههای متعددی رو رو به ابزارها و پروژههای دیگه باز میکنه
اما کنار گذاشتن AI رو هم توصیه نمیکنم چون واقعا با استفاده صحیح و نه برونسپاری کامل کار به اون میشه تا حد زیادی به جای افتادن در دام این معایب از مزایایی که میتونه برامون ایجاد کنه استفاده کنیم
مزایا:
۱- صرفهجویی در زمان:
میشه گفت به جای اینکه در وبسایتهای معروف بگردی برای من لیست وبسایتهای تخصصی این کار رو پیدا کن، اونها رو برام رتبهبندی کن و پس از خوندن و پسند کردن یک وبسایت درخواست کرد که حالا تاپیکها را از این وبسایت برایم لیست کن.
۲- ارتباط با نیازهای قبلی:
با توجه به حافظهای که از نیازهای خاص شما هست داره، میتونه لیست شخصیسازی شده تری از عنوانها رو به شما پیشنهاد بده
۳- مکالمه و بحث در مورد ابزارها:
امکان بحث و گفتگو با AI و مقایسه لینکهای مختلف و صحتسنجی با مقایسه منابع دیگر هم قابلیت مهمی هست که نباید چشمپوشی کنیم.
شما چه دیدگاهی دارید؟
-
به برخی از گزینهها پاسخ میدهم.
من با پذیرش یک موضوع بدون چونوچرا راحت نیستم. این موضوع میتواند در یک گفتوگو، نتیجهٔ یک جستوجو، یا حتی راهحل یک مسئلهٔ کاری در حوزهٔ رایانه باشد.
اصولاً اصطلاح «بحث کردن» که ما بهعنوان شکلی از گفتوگو به کار میبریم، در زبان اصلی، یعنی عربی، معنای پژوهش و جستوجو دارد.
اگر فرایند یافتن راهحل را شکلی از بحث و جستوجو بدانیم، پذیرش پاسخهای چتباتها بدون آزمون، بررسی و بهکارگیری خرد، مطلوب نیست و فکر میکنم در درازمدت حتی میتواند به زایل شدن تواناییهای ذهنی منجر شود.
اگر ذهن را به نوعی عضله تشبیه کنیم، استفاده از پاسخهای آماده میتواند بهتدریج توانایی تحلیل، نقادی و رسیدن مستقل به راهحل را از ما بگیرد. در نتیجه، جهتگیری ما به سمت نوعی پذیرش بیچونوچرا، کورکورانه و رویکردی منفعلانه خواهد بود. چیزی که به وضوح مطلوب نیست.
باور دارم (همیشه) میتوان راهحلی جایگزین برای یک مسئله یافت یا با ترکیب ابزارهای موجود به نوعی راهحلی تازه ساخت. پس در جستجوها عبارت alternative برای من یک کلمه کلیدی است. چت باتها چنین رویکردی ندارند و بیشتر راهحلها آشکار را گزارش میکنند.
در مورد سانسور، موضع ما مشخص و روشن است. نمونههای نتایج چنین رویکردی را همین حالا هم در زندگی روزمره تجربه میکنیم.
در مورد دوم، حس میکنم این ابزارها هنوز برای سنجش و اجرای benchmark به معنای واقعی آموزش ندیدهاند و در بسیاری از موارد صرفاً نتایج موجود در وب را ترکیب و بازگو میکنند پس نتایج حاصل از آنها، بهخصوص در مسائل تخصصیتر، نمیتواند بهتنهایی مبنای تصمیمگیری قرار بگیرد.
نمونه را در سنجش سرعت عملکرد framework های وب میتوان دید که پاسخها تا چه حد سطحی و غیرقابل استفاده هستند.
بحث سایر ابزارهای قدرتگرفته از هوش مصنوعی، نظیر عاملها (Agent)، که میتوانند نوعی توانایی یا Skill را در خود درونی کنند و با افزودن مهارتهای تازه امکانات بیشتری برای کاربر فراهم کنند، از این موضوع جداست.
در مورد Agentها میتوان به آنها به چشم نوعی خودکارسازی فرایند در سطحی بالاتر نگاه کرد. برای مثال، همانطور که پیشتر برای خزش وب (Crawl) برنامهای مینوشتیم، حالا میتوانیم یکبار این فرایند را به یک عامل بسپاریم و از آن بخواهیم در چرخهٔ عملیاتی، از این مهارت استفاده کند.
یا فرایندهای پیشپردازش داده، مانند تمیزکاری دادهها، که عملیات وقتگیر و حوصلهسربری بودند، پیشتر با نوشتن اسکریپت خودکار میشدند و سپس با ابزارهایی مانند pipeline خروجی یک مرحله را به ورودی مرحلهٔ بعدی متصل میکردیم. حالا عامل هوش مصنوعی میتواند فرایند ادغام (Integration) این مراحل را سادهتر کند.
در مورد چهارم، به نظر من هنوز انجمنهای پرسشوپاسخ و روش سنتی پرسش و مشاوره از افراد حرفهای، برای دریافت پاسخهای دقیق و کاربردی مناسبتر هستند؛ البته به شرط آنکه دچار سندروم «باید خیلی سریع به پاسخ برسم» نباشیم و برای دریافت جواب عجله نکنیم.
با این روش، تا حد خوبی از رخ دادن مسئلهٔ XY هم جلوگیری میشود. مثلاً ممکن است کاری که میخواهید انجام دهید با روشی که در ذهن دارید کاملاً شدنی باشد، اما آن روش بهینه نباشد. یک فرد باتجربه ممکن است با یک نگاه این موضوع را تشخیص دهد و بهجای پاسخ دادن به سؤال مطرحشده، راهحل مناسبتری برای مسئلهٔ اصلی پیشنهاد کند.
برای نمونه، اخیراً برای برقراری اتصال به یک سرور اختصاصی، تقریباً تمام راهحلهایی که از چتباتها گرفتم چیزی جز تکرار مطالب قدیمی و ناکارآمد نبودند؛ مطالبی که عموماً با شرایط کنونی ایران نیز تناسبی نداشتند.
مسئلهٔ من در نهایت پس از مشورت با چند دوست باتجربه و کشیدن طرح شبکهٔ ارتباطی سرور، بهسادگی و در کمتر از نیم ساعت حل شد.
در حالی که تنها پیادهسازی راهحلهایی که از چتباتها گرفته بودم، حدود یک روز از وقت من را گرفت.
حتی بدتر از آن، به دلیل اعمال تنظیمات اشتباه در سمت شبکهٔ MikroTik، دسترسی به سرور توسط قوانین محافظتی دیتاسنتر بهصورت خودکار قطع شد.
پیدا کردن دلیل اصلی مشکل بیش از چهار ساعت طول کشید. سختی کار با ترمینال ESXi، دسترسی به پنل مدیریتی iLO از طریق VPN و سپس درخواست برقراری مجدد اتصال نیز هرکدام به نوبهٔ خود زمانبر بودند.
در مجموع، حدود دو روز کار ما عقب افتاد؛ زمانی که میتوانست صرف کارهای مفیدتری شود.
تازه خوششانس بودیم که این اتفاق پیامدها و مشکلات ثانویهٔ دیگری برایمان ایجاد نکرد. پروژه شخصی است و این شکل آزمونوخطا ضرر مادی مستقیمی در پی ندارد. در یک پروژهٔ تجاری یا زیرساخت حیاتی، چنین آزمونوخطایی میتواند هزینهٔ بسیار بیشتری داشته باشد.
مورد پنجم را هم بسیار دقیق اشاره کردید.
انسان موجودی اجتماعی است و همین جنس پرسشوپاسخها میان افراد، بهخودیخود به بهبود جامعه کمک میکند. فعالیت در انجمنها نیز یک فعالیت مفید اجتماعی است. مداومت در چنین فعالیتهایی، مثلاً مشارکت مستمر در پرسشوپاسخ، خود نوعی کار فنی و عملی ارزشمند است.
میتوان پشتکار و سابقهٔ فعالیت اعضای انجمن را نشانهای از جدی بودن آنها در نظر گرفت.
برای مثال، همین انجمن از سال ۱۳۸۴ به همت اعضا فعال است و برخلاف بسیاری از نمونههای دیگر، در تمام این سالها تعطیل نشده است. پیش از آن نیز در تکنوتاکس چنین فعالیتی وجود داشت.
بهخصوص جنس فعالیتهایی که وابستگی مستقیمی به یک نهاد ندارند و بهصورت خودگردان ادامه پیدا میکنند، بهخودیخود میتوانند تمرین خوبی برای ساختن جامعهای آزاد باشند. اعضا بر اساس نیاز و علاقهٔ خود مشارکت میکنند و همین مشارکت داوطلبانه، بخشی از ارزش واقعی چنین اجتماعاتی است.
در پایان، فکر میکنم چتباتها میتوانند تا حدودی مکمل جستوجوی سنتی باشند، نه بیشتر.