انجمنهای فارسی اوبونتو
تازه کار => فلسفهٔ اوبونتو، گنو/لینوکس و نرمافزارهای آزاد و متنباز => نویسنده: Mehdi در 02 اسفند 1387، 08:57 بظ
-
تکنولوژی اطلاعات دیجیتال با آسانتر کردن نسخه برداری و اصلاح اطلاعات به دنیا کمک میکند. و رایانهها برای آسانتر کردن این امر به ما وعده میدهند.
این آسانتر کردن را هر کسی نمیخواهد . سیستم کپیرایت به برنامهها «مالکین»ی میبخشد که هدف اکثر آنها منع منفعتهای نهانی نرمافزار از سایر مردم است. آنها میخواهند تنها کسانی باشند که بتوانند از نرمافزاری که ما استفاده میکنیم، نسخه برداری و آن را اصلاح کنند.
سیستم کپیرایت با صنعت چاپ رشد پیدا کرد -- یک تکنولوژی برای نسخه برداری عمدهی از محصولات. کپیرایت تا حد زیادی با این تکنولوژی متناسب است زیرا این تکنولوژی فقط محدود کنندهیی تولید کنندگان عمده است. و آزادی را از کسانی مثل خوانندگان کتابها نمیگیرد. یک خوانندهی معمولی که ماشین چاپ ندارد، میتواند فقط به وسیلهی قلم و جوهر از مطالب کتاب نسخه برداری کند. و هیچ خوانندهای برای این کار مورد بازخواست و تعقیب قانونی قرار نمیگیرد.
تکنولوژی دیجیتال بسیار انعطافپذیرتر از ماشین چاپ است: زمانی که اطّلاعات شکل دیجیتال به خود میگیرند، شما به آسانی میتوانید آن را برای سهیم شدن با دیگران، کپی کنید. این انعطاف پذیری زیاد، تناسب سیستمی مثل کپیرایت را بر هم میزند. و این دلیل افزایش قوانین سخت و بیرحمانهای است که هماکنون برای کپیرایت نرمافزار اجرا میشود. این چهار فعّالیّت انجمن ناشران نرمافزار (Software Publishers Association - SPA) را در نظر بگیرید:
* تبلیغات بزرگی که میگوید، نافرمانی از مالکین برای کمک به دوستتان، کاری نادرست است.
* درخواست برای گذاشتن جاسوسهایی در محل کار یا تحصیل برای اطّلاع دادن در مورد اعمالشان.
* حمله(باکمک پلیس) به دفاتر و مدرسهها، یعنی جایی که به مردم گفته میشود باید بیگناهی خود را از نسخه برداری غیر قانونی ثابت کنند .
* تعقیب قانونی (توسّط دولت ایالات متّحده و با درخواست SPA) افرادی مثل DavidLaMacchia در MIT، نه برای نسخه برداری از نرمافزار (او متّهم به هیچ نسخه برداری نشده)، بلکه فقط برای بدون محافظ گذاشتن امکانات نسخه برداری و شکست در محدود کردن استفادهی آنها.
تمامی این چهار فعّالیّت مانند استعمال آنها در شوروی سابق است. جایی که که هر ماشین چاپ یک گروه محافظ برای جلوگیری از نسخه برداریهای ممنوع داشت، و اشخاص مجبور به نسخه برداری پنهانی اطّلاعات و دست به دست کردن آن مثل "samizdat" بودند. البتّه تفاوتهایی نیز وجود دارد: انگیزهی کنترل اطّلاعات در شوروی، سیاسی بود؛ در حالی که این انگیزه در ایالات متّحده بر اساس سود است. امّا این عمل نهایی است که بر ما تأثیر میگذارد و نه انگیزهی آن. هر تلاشی برای منع به اشتراک گذاشتن اطّلاعات با هر انگیزه و علتی، منجر به روشها و ناملایمات یکسان خواهد شد.
مالکین برای به دست گرفتن قدرت کنترل استفادهی ما از اطّلاعات، دلایل گوناگونی میآورند.
متن کامل مقاله (http://www.gnuiran.org/modules.php?op=modload&name=sections&file=index&req=viewarticle&artid=34)
-
1+
-
سیستم کپیرایت با صنعت چاپ رشد پیدا کرد -- یک تکنولوژی برای نسخه برداری عمدهی از محصولات. کپیرایت تا حد زیادی با این تکنولوژی متناسب است زیرا این تکنولوژی فقط محدود کنندهیی تولید کنندگان عمده است. و آزادی را از کسانی مثل خوانندگان کتابها نمیگیرد. یک خوانندهی معمولی که ماشین چاپ ندارد، میتواند فقط به وسیلهی قلم و جوهر از مطالب کتاب نسخه برداری کند. و هیچ خوانندهای برای این کار مورد بازخواست و تعقیب قانونی قرار نمیگیرد.
یعنی در این دوره زمونه دستگاه فتوکپی و یا اسکنر برای تکثیر کتاب وجود نداره؟؟؟
-
امساله خواستگاه موضوع کپی رایت هست. بعدش توضیح داده در مورد رسانه های دیجیتال :)
-
آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بنیان گذارانش این یه باید حقوقیه؟ یا اینکه نه، یه باید اخلاقیه؟
ساده تر بپرسم، آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بانیانش، برنامه ساز حق مالکیت خصوصی نرم افزار رو با به انحصار درآوردن کد منبع نداره؟
-
آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بنیان گذارانش این یه باید حقوقیه؟ یا اینکه نه، یه باید اخلاقیه؟
ساده تر بپرسم، آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بانیانش، برنامه ساز حق مالکیت خصوصی نرم افزار رو با به انحصار درآوردن کد منبع نداره؟
درود
یک باید حقوقی برای کسانی که این لایسنس رو پذیرفتند
برای مثال
اگر شرکت x محصولی رو با GPL3 منتشر می کنه اگر بعداً بخواد لایسنس اون رو تغییر بده باید از تک تک افرادی که در اون پروژه سهیم هستن ( و یا جاهایی که از پروژه های آزاد دیگه استفاده شده ) اجازه بگیره و نمی تونه محدودیت بیشتری نسبت به چیزی که در اول برای اون تعیین شده قائل بشه
البته لایسنس های مختلف با شرایط مختلفی وجود داره :)
-
آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بنیان گذارانش این یه باید حقوقیه؟ یا اینکه نه، یه باید اخلاقیه؟
ساده تر بپرسم، آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بانیانش، برنامه ساز حق مالکیت خصوصی نرم افزار رو با به انحصار درآوردن کد منبع نداره؟
درود
یک باید حقوقی برای کسانی که این لایسنس رو پذیرفتند
برای مثال
اگر شرکت x محصولی رو با GPL3 منتشر می کنه اگر بعداً بخواد لایسنس اون رو تغییر بده باید از تک تک افرادی که در اون پروژه سهیم هستن ( و یا جاهایی که از پروژه های آزاد دیگه استفاده شده ) اجازه بگیره و نمی تونه محدودیت بیشتری نسبت به چیزی که در اول برای اون تعیین شده قائل بشه
البته لایسنس های مختلف با شرایط مختلفی وجود داره :)
سپاس کرگدن جان :)
مبانی نرم افزار آزاد برای من کاملا معلومه، ولی منظور من اونچه که شما برداشت کردید نبوده. ما در کل دو مدل نرم افزاری (البته مدل ها و تقسیمات بیشتری وجود داره) متن باز و متن بسته داریم. هر برنامه سازی بسته به عقاید و دیدگاهاش یکی از این دو مدل رو انتخاب می کنه و مشغول به کار میشه. چیزی که من می خوام بدونم اینه که هر کدوم از این دو نوع برنامه نویس چه دیدگاهی نسبت به هم و عقاید هم دارند.
در مدل نرم افزار آزاد عدم مالکیت خصوصی و انحصاری برنامه ساز بر برنامه کاملن منطقی و پذیرفته شده است و فرمایشات ریچارد استالمن کبیر در مقاله "چرا نرم افزار نباید مالک داشته باشد؟ (http://codebaz.com/joomfa/index.php?option=com_content&task=view&id=138&Itemid=64)" روشنگر این مسئله است. درواقع نارضایتی های ریچارد استالمن از مدل متن بسته، سبب ایجاد مدل نرم افزاری جدیدی به نام نرم افزار آزاد شد. چیزی که برای من جای سوال داره، نوع نگاه نرم افزار آزاد به مدل نرم افزاری متن بسته است. پس دوباره سوال هام رو طور دیگری مطرح می کنم.
آیا از نظر نرم افزار آزاد و بانیانش، مدل نرم افزار آزاد تنها راه درست انتشار نرم افزار است؟
آیا از نظر نرم افزار آزاد و بانیانش، یک برنامه ساز حق انتشار نرم افزارش رو تحت مدل متن بسته نداره؟
احترامی که در جوامع نرم افزار آزاد به حق نشر نرم افزار متن بسته گذاشته میشه، این ذهنیت رو ایجاد میکنه که جوامع نرم افزار آزاد، انتشار نرم افزار رو بطور متن بسته بعنوان حقوق خصوصی برنامه ساز پذیرفته اند. من میخوام بدونم این احترام نشئت گرفته از مبانی نرم افزار آزاده با اینکه از روی اجباره.
-
سلام
من میخوام بدونم این احترام نشئت گرفته از مبانی نرم افزار آزاده با اینکه از روی اجباره.
من هیچ ایده ای در مورد مبانی نرم افزار آزاد ندارم.
به نظر من این احترامیست به حقوق دیگران و الزاما ربطی به «اجبار در پذیرش» یا «مبانی نرم افزار آزاد» نداره. البته ممکنه مبانی نرم افزار آزاد احترام به حقوق دیگران را نیز در نظر گرفته باشد.
-
آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بنیان گذارانش این یه باید حقوقیه؟ یا اینکه نه، یه باید اخلاقیه؟
ساده تر بپرسم، آیا از دیدگاه نرم افزار آزاد و بانیانش، برنامه ساز حق مالکیت خصوصی نرم افزار رو با به انحصار درآوردن کد منبع نداره؟
درود
یک باید حقوقی برای کسانی که این لایسنس رو پذیرفتند
برای مثال
اگر شرکت x محصولی رو با GPL3 منتشر می کنه اگر بعداً بخواد لایسنس اون رو تغییر بده باید از تک تک افرادی که در اون پروژه سهیم هستن ( و یا جاهایی که از پروژه های آزاد دیگه استفاده شده ) اجازه بگیره و نمی تونه محدودیت بیشتری نسبت به چیزی که در اول برای اون تعیین شده قائل بشه
البته لایسنس های مختلف با شرایط مختلفی وجود داره :)
سپاس کرگدن جان :)
مبانی نرم افزار آزاد برای من کاملا معلومه، ولی منظور من اونچه که شما برداشت کردید نبوده. ما در کل دو مدل نرم افزاری (البته مدل ها و تقسیمات بیشتری وجود داره) متن باز و متن بسته داریم. هر برنامه سازی بسته به عقاید و دیدگاهاش یکی از این دو مدل رو انتخاب می کنه و مشغول به کار میشه. چیزی که من می خوام بدونم اینه که هر کدوم از این دو نوع برنامه نویس چه دیدگاهی نسبت به هم و عقاید هم دارند.
در مدل نرم افزار آزاد عدم مالکیت خصوصی و انحصاری برنامه ساز بر برنامه کاملن منطقی و پذیرفته شده است و فرمایشات ریچارد استالمن کبیر در مقاله "چرا نرم افزار نباید مالک داشته باشد؟ (http://codebaz.com/joomfa/index.php?option=com_content&task=view&id=138&Itemid=64)" روشنگر این مسئله است. درواقع نارضایتی های ریچارد استالمن از مدل متن بسته، سبب ایجاد مدل نرم افزاری جدیدی به نام نرم افزار آزاد شد. چیزی که برای من جای سوال داره، نوع نگاه نرم افزار آزاد به مدل نرم افزاری متن بسته است. پس دوباره سوال هام رو طور دیگری مطرح می کنم.
آیا از نظر نرم افزار آزاد و بانیانش، مدل نرم افزار آزاد تنها راه درست انتشار نرم افزار است؟
آیا از نظر نرم افزار آزاد و بانیانش، یک برنامه ساز حق انتشار نرم افزارش رو تحت مدل متن بسته نداره؟
احترامی که در جوامع نرم افزار آزاد به حق نشر نرم افزار متن بسته گذاشته میشه، این ذهنیت رو ایجاد میکنه که جوامع نرم افزار آزاد، انتشار نرم افزار رو بطور متن بسته بعنوان حقوق خصوصی برنامه ساز پذیرفته اند. من میخوام بدونم این احترام نشئت گرفته از مبانی نرم افزار آزاده با اینکه از روی اجباره.
درود
1- بله
۲- حق دارد ولی از نظر این جنبش محصولش دارای ارزش نیست چون آزاد نیست
در مورد اینکه برای چی رعایت می کنند دلیل های زیادی داره ولی اون هایی که به ذهن من می رسه ( از نظر بنده )
۱- پیروان نرم افزار آزاد افرادی قانون گریز نیستند و نمی خوان برای رسیدن به آرمان هاشون قانون رو زیر پا بگذارن ( حتی اگر با این قانون مخالف باشند دلیلی در قانون شکنی نمی بینند بلکه روش خودشون رو گسترش می دن :) )
۲- با رعایت این قانون ارزش نرم افزار آزاد رو بیشتر درک می کنند و فراموش نمی کنند :)
این احترام به قانون هست و نه به نرم افزار غیر آزاد :)
هر چند که اگر هم با چیزی موافق نباشید دلیل به بی احترامی نیست
البته همیشه تفاوت در فکر و اندیشه و رفتار وجود داره و نمیشه گفت همه این افکار رو دارند :)
ببخشید دیر شد :)
-
با سلام و درود
چرا به نظر شما نرم افزرا نباید مالک داشته باشد همین اسمی که بر روی نرم افزار می گذارن خودش یه جور مالکیته
حالا نظر شما چیه ؟
-
با سلام و درود
چرا به نظر شما نرم افزرا نباید مالک داشته باشد همین اسمی که بر روی نرم افزار می گذارن خودش یه جور مالکیته
حالا نظر شما چیه ؟
من خیلی از پروژها رو دیدم که به علت داشتن لایسنهای نامناسب نتونستن به کارشون ادامه بدن. نرم افزار های آزاد این اجازه رو به همه میدن که کارشون رو ادامه بدن و در تکمیل آنها بکوشند.
نظر من اینه که ما باید اجازه بدیم بقیه هم در کار ما شریک بشن و به هم کمک کنیم البته افراد حق دارند حاصل تفکر و تحقیق و تلاش خدشون رو به نام خودشون ثبت کنن و حتی از اون منافع مادی هم داشته باشن، ولی ایده ی به اشتراک گذاشتن خیلی قشنگتره. این طور نیست؟
-
درود
1- بله
۲- حق دارد ولی از نظر این جنبش محصولش دارای ارزش نیست چون آزاد نیست
در مورد اینکه برای چی رعایت می کنند دلیل های زیادی داره ولی اون هایی که به ذهن من می رسه ( از نظر بنده )
۱- پیروان نرم افزار آزاد افرادی قانون گریز نیستند و نمی خوان برای رسیدن به آرمان هاشون قانون رو زیر پا بگذارن ( حتی اگر با این قانون مخالف باشند دلیلی در قانون شکنی نمی بینند بلکه روش خودشون رو گسترش می دن Smiley )
۲- با رعایت این قانون ارزش نرم افزار آزاد رو بیشتر درک می کنند و فراموش نمی کنند Smiley
این احترام به قانون هست و نه به نرم افزار غیر آزاد Smiley
هر چند که اگر هم با چیزی موافق نباشید دلیل به بی احترامی نیست
البته همیشه تفاوت در فکر و اندیشه و رفتار وجود داره و نمیشه گفت همه این افکار رو دارند Smiley
ببخشید دیر شد Smiley
سپاس دوست عزیز :)
فقط فکر نمی کنم قانونی وجود داشته باشه که بخواد تعیین کنه که نرم افزار، آزاد منتشر بشه یا بسته. قوانین فعلی بستری رو فراهم میکنه که هر شخصی محصولاتش رو طبق شرایط خودش منتشر کنه یا به فروش برسونه. این قوانین به عقیده ی من کاملا درست اند چون آزادی تولید کننده رو در نحوه عرضه محصولش تضمین میکنه، اگر چه عده ای بر این باورند که این نقض آزادی مصرف کنانه اما در واقع این طور نیست چون در نهایت مصرف کننده میتونه شرایط رو بپذیره یا رد کنه و این حق انتخاب رو داره که محصولی رو تهیه و استفاده کنه که با عقاید و شرایطش منطبق باشه پس در نتیجه هیچ آزادی از تولید کننده و مصرف کننده گرفته نمیشه.
من معتقدم که باید به انسان ها احترام گذاشت هرچند اندیشه ها و عقاید قابل احترامی نداشته باشند. ;D
من خودم شخصا مدل نرم افزار آزاد رو ایده آل ترین شکل انتشار نرم افزار میدونم اما برای افراد این احترام رو قائل هستم که حق داشته باشند درباره نحوه توزیع دسترنجشون تصمیم بگیرند. ;)
یه نکته ی دیگه هم دوست دارم باهتون در میون بذارم. همه ما میدونیم که باز بودن منبع از بزرگترین مزایای نرم افزار آزاده ولی وقتی سخن از نفع کاربر از این مزیت میشه، همه میگن کاربر میتونه منبع رو تغییر بده و اصلاح کنه یا طبق نیازهاش خصوصی سازی یا در مقایس بزرگتر بومی سازی کنه ولی در این حین همه میدونیم تعریف "کاربر" چیه،"کاربر کسیه که از سامانه با استفاده از رابط کاربری طراحی شده توسط تولید کننده، بر مبنای رویه ها و مستندات استفاده میکنه."، آیا در این بین مفهوم کاربر با توسعه دهنده عوضی گرفته نشده؟ آیا نرم افزار آزاد تعریف جدید تری از کاربر ارائه داده؟ من فکر میکنم باز بودن منبع بطور غیر مستقیم منافع کاربر رو تامین میکنه و لزوما نیازی نیست که خودش توانایی تغییر و اصلاح نرم افزار رو داشته باشه یا اینکه میتونه نیازهاش رو با یک توسعه دهنده مطرح کنه تا اون هم تغییرات رو اعمال کنه و الا اینکه بخوایم بگیم کاربر خودش منبع رو تغییر بده یه جورایی غلوه.
-
درود
1- بله
۲- حق دارد ولی از نظر این جنبش محصولش دارای ارزش نیست چون آزاد نیست
در مورد اینکه برای چی رعایت می کنند دلیل های زیادی داره ولی اون هایی که به ذهن من می رسه ( از نظر بنده )
۱- پیروان نرم افزار آزاد افرادی قانون گریز نیستند و نمی خوان برای رسیدن به آرمان هاشون قانون رو زیر پا بگذارن ( حتی اگر با این قانون مخالف باشند دلیلی در قانون شکنی نمی بینند بلکه روش خودشون رو گسترش می دن Smiley )
۲- با رعایت این قانون ارزش نرم افزار آزاد رو بیشتر درک می کنند و فراموش نمی کنند Smiley
این احترام به قانون هست و نه به نرم افزار غیر آزاد Smiley
هر چند که اگر هم با چیزی موافق نباشید دلیل به بی احترامی نیست
البته همیشه تفاوت در فکر و اندیشه و رفتار وجود داره و نمیشه گفت همه این افکار رو دارند Smiley
ببخشید دیر شد Smiley
سپاس دوست عزیز :)
فقط فکر نمی کنم قانونی وجود داشته باشه که بخواد تعیین کنه که نرم افزار، آزاد منتشر بشه یا بسته. قوانین فعلی بستری رو فراهم میکنه که هر شخصی محصولاتش رو طبق شرایط خودش منتشر کنه یا به فروش برسونه. این قوانین به عقیده ی من کاملا درست اند چون آزادی تولید کننده رو در نحوه عرضه محصولش تضمین میکنه، اگر چه عده ای بر این باورند که این نقض آزادی مصرف کنانه اما در واقع این طور نیست چون در نهایت مصرف کننده میتونه شرایط رو بپذیره یا رد کنه و این حق انتخاب رو داره که محصولی رو تهیه و استفاده کنه که با عقاید و شرایطش منطبق باشه پس در نتیجه هیچ آزادی از تولید کننده و مصرف کننده گرفته نمیشه.
من معتقدم که باید به انسان ها احترام گذاشت هرچند اندیشه ها و عقاید قابل احترامی نداشته باشند. ;D
من خودم شخصا مدل نرم افزار آزاد رو ایده آل ترین شکل انتشار نرم افزار میدونم اما برای افراد این احترام رو قائل هستم که حق داشته باشند درباره نحوه توزیع دسترنجشون تصمیم بگیرند. ;)
بله بنده هم همین رو گفتم :)
دلیل برای بی احترامی نیست
همونطور که همه انسان ها در مسائل مختلف دیدگاه ها و تفکرات متفاوتی دارند در این زمینه هم همینطور هست
یه نکته ی دیگه هم دوست دارم باهتون در میون بذارم. همه ما میدونیم که باز بودن منبع از بزرگترین مزایای نرم افزار آزاده ولی وقتی سخن از نفع کاربر از این مزیت میشه، همه میگن کاربر میتونه منبع رو تغییر بده و اصلاح کنه یا طبق نیازهاش خصوصی سازی یا در مقایس بزرگتر بومی سازی کنه ولی در این حین همه میدونیم تعریف "کاربر" چیه،"کاربر کسیه که از سامانه با استفاده از رابط کاربری طراحی شده توسط تولید کننده، بر مبنای رویه ها و مستندات استفاده میکنه."، آیا در این بین مفهوم کاربر با توسعه دهنده عوضی گرفته نشده؟ آیا نرم افزار آزاد تعریف جدید تری از کاربر ارائه داده؟ من فکر میکنم باز بودن منبع بطور غیر مستقیم منافع کاربر رو تامین میکنه و لزوما نیازی نیست که خودش توانایی تغییر و اصلاح نرم افزار رو داشته باشه یا اینکه میتونه نیازهاش رو با یک توسعه دهنده مطرح کنه تا اون هم تغییرات رو اعمال کنه و الا اینکه بخوایم بگیم کاربر خودش منبع رو تغییر بده یه جورایی غلوه.
کاربران سطوح مختلفی دارند
حتی یک توسعه دهنده ممکنه کاربر ( فقط استفاده کننده) خیلی از محصولات دیگه باشه و در توسعه اونها مشارکتی نداشته باشه
این مهمه که اگر کسی بخواد در توسعه ( حتی تغییرات جزئي و یا بسیار شخصی و برای نیاز خودش ) مشارکت کنه و در نرم افزار تغییری ایجاد کنه این اجازه و امکان رو داشته باشه ( هم اجازه قانونی و هم امکان عملی هر دو با هم + تضمین آینده و آزاد بودن آن )
حالا اینکه کاربری توانایی این کار رو نداره یا باید بیشتر تلاش کنه و مطالعش رو بیشتر کنه یا همونطور که گفتید با یک توسعه دهنده ( که در انتخابش هم آزاد تر هست ) در این زمینه همکاری کنه یا سفارش بده
مهم اینه که این امکان وجود داره :)
کاربر هایی هم که نیاز به این مورد ندارند براشون فرقی نمی کنه اما چیزی که براشون در عمل ارزشمند هست اینه که
می تونن اطمینان بیشتری به محصول داشته باشند و آینده مطمئن تری رو ببینند.