1
نصب، راهاندازی و بروزآوری / پاسخ : با چه روشی تو سیستم لینوکسی خودمون برنامه نصب کنیم؟
« آخرین ارسال توسط seyal 10 امرداد 1405، 04:52 بظ »نتیجهگیری:
با یادگیری در مورد این پکیجها آشنا شدم که واقعا نصب پکیج تو لینوکس در درازمدت اتفاقا خیلی هم راحتتر و استانداردتر از روشهای ویندوزی یا اندرویدی هست. کافیه یک نگاه مقایسهای بین این سه سیستمعامل داشته باشیم:
در ویندوز هر برنامهای برای خودش فرمانروایی میکنه!
یک اسکریپت کوچک یا فایل نصب غیررسمی میتونه کل سیستم رو به فنا بده، به همین خاطر وجود آنتیویروس دائمی ضروری میشه.
برنامهها در درازمدت حجم عجیبی اشغال میکنند، چون هر برنامه مجبوره تمام فایلهای DLL و وابستگیهای خودش رو همراه خودش بیاره (به دلیل عدم وجود یک مدیریت بسته متمرکز پیشفرض).
برای نصب خیلی از برنامهها دسترسی Administrator لازمه که ریسک امنیتی بالایی داره.
راهکارهایی با ظرافت و بهینگی Distrobox یا حتی همین Flatpak و Snap در ویندوز وجود نداره. مایکروسافت تازه بعد از سالها مجبور شد Microsoft Store رو بسازه تا حداقل برنامهها یکبار چک بشن، اما استور فقط یکی از دهها راهکار لینوکس بود!
در نهایت، بعد از چند ماه نصب و پاک کردن برنامهها، سیستم سنگین میشه، باگها بروز پیدا میکنند و کاربر مجبور به Clean Install (نصب مجدد ویندوز) میشه.
از اون طرف در اندروید هم با راهکاری طرف هستیم که دسترسیهای شما رو به شدت محدود میکنه: برای اینکه به قدرت واقعی دستگاه دسترسی داشته باشید، یا باید قید گارانتی و امنیت رو بزنید و گوشی رو Root کنید (که خطرات امنیتی زیادی داره)، یا اینکه با یک دیوایس کاملاً محدود بسازید.
پارادوکس عجیب اندروید: در لینوکس شما دسترسی کامل Root دارید، اما امنیت سیستم حتی در حالت عادی هم پایدارتر از اندرویدِ روتنشده است! در لینوکس شما تعیین میکنید برنامه چه دسترسی داشته باشه (مثلاً با Flatseal)، اما در اندروید برنامهها حتی فعال بودن Developer Options رو تشخیص میدن و بهتون گیر میدن! در حالی که اصلاً به اون برنامه ربطی نداره که شما از این قابلیت برای کارهای دیگه استفاده میکنید.
به عبارت سادهتر: در اندروید برنامه تصمیم میگیره چطور با دستگاه شما رفتار کنه، نه شما!
یگ اشاره مجددی هم به اول مقاله داشته باشیم شاید بپرسید: «اصلاً چرا اینقدر روی تمیز نگه داشتن سیستم و عدم استفاده از روشهای غیراستاندارد تأکید داریم؟» پاسخ این سوال زمانی مشخص میشه که سیستم رو به مرور با روشهای غیراستاندارد کثیف کنید. سیستم ابتدا مثل ویندوز کمی سنگین و پر از باگهای ریز میشه، اما وقتی که بخواید توزیعتون رو ارتقا بدید (مثلاً ارتقا از فدورا ۴۳ به نسخه ۴۴)! اونجاست که تداخل کتابخانهها و جهنم وابستگیها (Dependency Hell) خودش رو نشان میده. گاهی یک پکیج کوچک غیررسمی که ماه قبل نصب کردید، فرایند ارتقای کل سیستمعامل رو مسدود میکنه و پیدا کردن اون مشکل مخفی ممکنه روزها از شما وقت بگیره. نتیجه این کثیف کردن سیستم چیه؟ کاربر از فرایند ارتقای توزیع دلزده میشه، با خودش میگه «ابزارهای ارتقای لینوکس به درد نمیخورند!» و دوباره مجبور میشه سراغ روش سنتی Fresh Install (نصب از صفر) بره. در حالی که مشکل از سیستمعامل نبوده، بلکه از روش نصب برنامهها بوده!
این بود تجارب من در روشهای نصب نرمافزار در لینوکس
با یادگیری در مورد این پکیجها آشنا شدم که واقعا نصب پکیج تو لینوکس در درازمدت اتفاقا خیلی هم راحتتر و استانداردتر از روشهای ویندوزی یا اندرویدی هست. کافیه یک نگاه مقایسهای بین این سه سیستمعامل داشته باشیم:
در ویندوز هر برنامهای برای خودش فرمانروایی میکنه!
یک اسکریپت کوچک یا فایل نصب غیررسمی میتونه کل سیستم رو به فنا بده، به همین خاطر وجود آنتیویروس دائمی ضروری میشه.
برنامهها در درازمدت حجم عجیبی اشغال میکنند، چون هر برنامه مجبوره تمام فایلهای DLL و وابستگیهای خودش رو همراه خودش بیاره (به دلیل عدم وجود یک مدیریت بسته متمرکز پیشفرض).
برای نصب خیلی از برنامهها دسترسی Administrator لازمه که ریسک امنیتی بالایی داره.
راهکارهایی با ظرافت و بهینگی Distrobox یا حتی همین Flatpak و Snap در ویندوز وجود نداره. مایکروسافت تازه بعد از سالها مجبور شد Microsoft Store رو بسازه تا حداقل برنامهها یکبار چک بشن، اما استور فقط یکی از دهها راهکار لینوکس بود!
در نهایت، بعد از چند ماه نصب و پاک کردن برنامهها، سیستم سنگین میشه، باگها بروز پیدا میکنند و کاربر مجبور به Clean Install (نصب مجدد ویندوز) میشه.
از اون طرف در اندروید هم با راهکاری طرف هستیم که دسترسیهای شما رو به شدت محدود میکنه: برای اینکه به قدرت واقعی دستگاه دسترسی داشته باشید، یا باید قید گارانتی و امنیت رو بزنید و گوشی رو Root کنید (که خطرات امنیتی زیادی داره)، یا اینکه با یک دیوایس کاملاً محدود بسازید.
پارادوکس عجیب اندروید: در لینوکس شما دسترسی کامل Root دارید، اما امنیت سیستم حتی در حالت عادی هم پایدارتر از اندرویدِ روتنشده است! در لینوکس شما تعیین میکنید برنامه چه دسترسی داشته باشه (مثلاً با Flatseal)، اما در اندروید برنامهها حتی فعال بودن Developer Options رو تشخیص میدن و بهتون گیر میدن! در حالی که اصلاً به اون برنامه ربطی نداره که شما از این قابلیت برای کارهای دیگه استفاده میکنید.
به عبارت سادهتر: در اندروید برنامه تصمیم میگیره چطور با دستگاه شما رفتار کنه، نه شما!
یگ اشاره مجددی هم به اول مقاله داشته باشیم شاید بپرسید: «اصلاً چرا اینقدر روی تمیز نگه داشتن سیستم و عدم استفاده از روشهای غیراستاندارد تأکید داریم؟» پاسخ این سوال زمانی مشخص میشه که سیستم رو به مرور با روشهای غیراستاندارد کثیف کنید. سیستم ابتدا مثل ویندوز کمی سنگین و پر از باگهای ریز میشه، اما وقتی که بخواید توزیعتون رو ارتقا بدید (مثلاً ارتقا از فدورا ۴۳ به نسخه ۴۴)! اونجاست که تداخل کتابخانهها و جهنم وابستگیها (Dependency Hell) خودش رو نشان میده. گاهی یک پکیج کوچک غیررسمی که ماه قبل نصب کردید، فرایند ارتقای کل سیستمعامل رو مسدود میکنه و پیدا کردن اون مشکل مخفی ممکنه روزها از شما وقت بگیره. نتیجه این کثیف کردن سیستم چیه؟ کاربر از فرایند ارتقای توزیع دلزده میشه، با خودش میگه «ابزارهای ارتقای لینوکس به درد نمیخورند!» و دوباره مجبور میشه سراغ روش سنتی Fresh Install (نصب از صفر) بره. در حالی که مشکل از سیستمعامل نبوده، بلکه از روش نصب برنامهها بوده!
این بود تجارب من در روشهای نصب نرمافزار در لینوکس
آخرین ارسالها