در این تاپیک به طور تخصصی به عیب و ایرادات گنوم 3 پرداخته میشود، تا به یک نتیجهگیری برسیم که آیا گنوم 3 واقعا برای دسکتاپ کارآمد و مفید هست یا نه، لطفا شما هم نظر و تحلیل خود را بیان فرمایید.
گنوم 3 که در سال 2011 منتشر شد تغییرات زیادی در واسط کاربر ایجاد کرد تا به قول توسعه دهندگانش آن را برای دستگاههای دارای نمایشگر لمسی کارآمد سازند که قطعا منظور
تبلت بوده است، این تغییرات، مفاهیم و اصول سنتی و استاندارد واسط کاربر را به کلی تغییر داد، مانند جایگزین کردن نوار منو با چند دکمه منو، حذف نوار عنوان و تغییراتی از این دست در اپلیکیشنهای رسمی گنوم که طبق دستورالعملهای شرح داده شده تحت عنوان "دستورالعملهای واسط انسان (HIG)" این تغییرات اعمال شدند.
ابتدا خود این دستورالعملها را مورد نقد و بررسی قرار میدم، این دستورالعملها میگوید اپلیکیشنها نباید نوار منو داشته باشند، به جای نوار منو باید دکمه باشد، دکمههای منو، دکمه افزودن (+) و دکمههای دیگر برای کارهای دیگر، این مدل در مقایسه با مدل استاندارد و سنتی چند ایراد دارد:
1. چنین مدلی از واسط کاربر برای اپلیکیشنهای بزرگ که قابلیتها و گزینههای زیادی دارند کاملا ناکارآمد و غیر قابل استفاده است، آیا مثلا لیبره آفیس، گیمپ، virt-manager و نرم افزارهای مهندسی و علمی میتوانند به این شیوه پیاده سازی شوند؟ جواب قطعا منفی است، حتی نرم افزار Evolution هم که جزو گنوم است نتوانست واسط خود را به این مدل تغییر دهد و همچنان از همان واسط کاربر استاندارد و سنتی پیروی میکند.
مقاله زیر به طور نسبی به این مشکل اشاره میکند و نکات جالبی میگوید:
https://arstechnica.com/business/2012/04/hands-on-gnome-34-arrives-introducing-significant-design-changes/2. این زبان طراحی تنها در میزکار گنوم قابل بهروری است، نرم افزارهای چندسکویی نمیتوانند توسط این زبان طراحی شوند چرا که در محیطهای دیگر مثل ویندوز و مکینتاش ظاهر بسیار غیر-عادی و ناکارآمدی خواهند داشت، تصور کنید فایرفاکس بخواهد با این زبان طراحی پیاده سازی شود!
3. در نوار منو، چندین منوی مختلف وجود دارد که کارکرد مشخص خودشان را دارند، مثلا در منوی File گزینههای ورود و ذخیره فایل، در منوی Edit، گزینههای مربوط به ویرایش متن/تصویر، منوی Help گزینههای مربوط به گزارش باگ، راهنما و درباره نرم افزار. نوار منو دسترسی سریع به این منوها را از طریق کلیک موس، کلید F10 و میانبر صفحه کلید ممکن میسازد و همچنین خود منوها کارکرد و وظایفشان مشخص است لذا به سادگی میتوان با نرم افزارهای مختلف کار کرد، همچنین میتوان مسیر گزینهها را نوشت، مثلا در فایرفاکس:
View > Page Style > No Style
جایگزین کردن نوار منو با یک یا چند دکمه منو و دکمههای دیگر که گزینهها در آن دسته بندی نشده است تنها برای نرم افزارهای بسیار ساده با قابلیتهای کم کارآمد است که البه همراه با ناسازگاری و ناراحتی در استفاده همراه خواهد بود.
=====
مهمترین تغییر در خود میزکار رخ داد، در گنوم 3 نوار وظیفه در بالای صفحه ثابت و غیر قابل حرکت است، و برای اجرای برنامهها به جای Start menu باید روی دکمه فعالیتها کلیک شود که همه چیز در آنجا قرار داده شده است، این مدل معایب زیر را در مقایسه با مدل سنتی و استاندارد دارد:
1. عدم دستهبندی برنامهها براساس نوع کارکرد
2. عدم نمایش نام کامل برنامهها، اگر نام برنامهای طولانی باشد، نامش به طور کامل نمایش داده نمیشود حتی اگر موس روی آیکونش برده شود
3 عدم ارائه توضیح درباره برنامه، این ویژگی به ویژه در زمانیکه تعداد زیادی برنامه کم حجم و یا ناآشنا نصب شده باشند بسیار مفید و ضروری است
4. گنوم شل و افزونههایش از جاوا اسکریپت استفاده میکنند که این هم بازدهی را پایین آورده و هم نیاز به یک مفسر جاوا اسکریپت (gjs) است که باید توسعه داده شود و روی سیستم نصب شود، یعنی یک وابستگی غیر-ضروری
5. نوار وظیفه در بالای صفحه برای سیستم های دسکتاپ یک طراحی بدون عیب نیست، نرمافزارهایی که دارای واسط کاربر استاندارد و سنتی باشند به ترتیب درای یک نوار عنوان، نوار منو، و نوار ابزار خواهند بود که همگی در بالاترین قسمت نرمافزار هستند، وقتی یک نرمافزار با چنین واسط کاربر را در محیطی مثل گنوم شل اجرا میکنید که نوار وظیفه در بالای صفحه قرار دارد، همه عناصر کنترل در بالای صفحه مجتمع میگردد، این مسئله چشم را کمی خسته و ظاهر زشت و بد فرمی به وجود میآورد، به همین دلیل است که در سیستم عاملهای ویندوز و همچنین در محیط CDE در سیستم های یونیکس، نوار وظیفه در پایین صفحه قرار دارد تا وقتی یک نرم افزار اجرا میشود یک توازن و تعادلی بین عناصر کنترل گرافیکی برقرار شود.
6. گنوم شل برای اجرای سریع و موثر به شتابدهی سخت افزاری احتیاج دارد که در بسیاری از سیستم ها بدون نصب سفت افزار GPU ممکن تیست، اگر شتابدهی سخت افزاری فراهم نباشد از llvmpipe استفاده میکند، در هر دو حالت گنوم شل خیلی به GPU وابسته است و برای سیستمهای ضعیف و قدیمی مناسب نیست.
روش سنتی هیچ یک از این معایب را ندارد.=====
متفرقه:
* گنوم 3 به طور انحصاری تنها از Pulse Audio پشتیبانی میکند و اگر نصب نباشد دکمههای افزایش و کاهش حجم صدا کار نخواهد کرد. در حالیکه در Xfce یک دیمن کم حجم و کم مصرف این وظیفه را در سیستم هایی که تنها از ALSA استفاده میکنند انجام میدهد که قابل فعال و غیر-فعال شدن از طریق مدیر تنظیمات هم هست.
* نوار عنوان بزرگ برای نرم افزارهایی که از زبان طراحی گنوم پیروی نمیکنند حتی برنامههای رسمی گنوم مانند gnome terminal و Evolution
* حذف حتی سادهترین گزینههای شخصی سازی، به طوریکه باید یک ابزار جداگانه به نام gnome-tweak-tool نصب کرد تا بتوان حتی ابتدایی ترین چیزها را شخصی سازی کرد! رویکردی که در هیچ سیستم عاملی دیده نشده است!
* فعال بودن Multiseat به طور پیش فرض در حالیکه برای بسیاری از کاربران بی استفاده است و تنها منجر به بالا رفتن منابع سیستم میشود، لازم است یک گزینه برای غیر-فعال سازی آن وجود داشته باشد.
* بعضی نرم افزارهای رسمی گنوم عملا غیر قابل استفاده هستند:
1. نرم افزار Rhythmbox فاقد میانبر صفحه کلید برای پرش (seek) است، این باگ خیلی سال است که گزارش شده ولی هنوز رفع نشده، همچنین فاقد میانبر برای انجام خیلی از وظایف است مانند امتیازدهی به فایلهای در حال پخش، من برنامه Quod libet را یک جایگزین بسیار مناسب و کارآمد یافتم که هم واسط کاربر استاندارد دارد و هم به زبان پایتون نوشته شده است هم پلاگینهای بهتر و بیشتری دارد و هم یک ویرایشگر تگ مستقل در اجرا (stand alone) دارد که بسیار کارآمد است.
2. برنامه totem یکی از مزخرفترین و ناکارآمدترین نرم افزارهایی است که در عمرم دیدم! به دلیل همون تمرکز و توجه به دستگاههای تبلت، لیست پخش totem روی یک سیستم دسکتاپ کاملا ناکارآمد و به شدت آزاردهنده است، خود برنامه به طور پیش فرض ویدئوها را با لگ پخش میکند و هیچ گزینهای هم برای تغییر خروجی ویدئو نیست، میزکار Xfce یک برنام مشابه دارد به نام Parole که به مراتب کم حجم تر از totem است ولی به شدت کارآمد و قابل استفاده، تا این دوتا برنامه را روی سیستم خود نصب و مقایسه نکنید متوجه نمیشید من چی میگم.
=====
بسیاری از مشکلات پیش آمده در طراحی گنوم 3 از اینجا نشات میگیرد که توسعه دهندگانش میخواهند گنوم روی تبلت هم اجرا شود! در حالیکه توزیعهای گنو/لینوکس موجود برای دسکتاپ و سرور توسعه یافته اند و نصب و استفاده از آنها روی تبلت به شدت ناکارآمد و مشکل است:
* خیلی از نرم افزارها با مدل واسط کاربر استاندارد دسکتاپ توسعه پیدا کرده اند، مثل فایرفاکس، همچنین نرم افزارهای Qt و سایر جعبه ابزارهای ویجت از زبان طراحی گنوم پیروی نمیکنند.
* سیستم عامل های دسکتاپ مناسب دستگاه های سیار (موبایل) نیستند چون به فضای ذخیره سازی و قدرت پردازش بیشتری در مقایسه با یک سیستم عامل موبایل احتیاج دارند که در نتیجه گرمای بیشتری تولید میکنند و باطری بیشتر استفاده میکنند.
* بازی های کامپیوتری با در نظر گرفتن موس و کیبورد توسعه پیدا کرده اند در نتیجه روی تبلت غیر-قابل استفاده هستند.
دلایل بالا این نتیجه را میدهد که نصب یک توزیع گنو/لینوکس بر روی تبلت تجربه خوشایند، قابل اعتماد و کارآمدی ارائه نمیدهد، حتی گنوم 3 که با در نظر گرفتن تبلت توسعه پیدا کرده است روی تبلت ناکار آمد است:
https://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:qPnXuSwcQ44J:https://www.reddit.com/r/gnome/comments/6ficlg/gnome_tablet/+&cd=3&hl=en&ct=clnk&gl=ir&client=firefox-bتوصیه میشود تاپیک بالا که کوتاه است را بخوانید.
دلایل دیگری هم هست که ثابت میکند تلاش برای تبدیل توزیع های گنو/لینوکس به یک سیستم عامل تبلت تنها هدر دادن منابع است:
* سیستم عامل اندروید مبتنی بر لینوکس است و برای اجرا بر روی دستگاه های موبایل (سیار) به شدت بهینه شده است
* غیر از اندروید سیستم عامل تایزن هم هست که نزدیکی بیشتری با گنو/لینوکس دارد
* سیستم عامل های موبایل دارای تعداد زیادی بازی و اپلیکیشن هستند که به طور اختصاصی برای دستگاه های موبایل طراحی و توسعه یافته اند و تجربه دلنشین و کارآمدی ارائه میدهند
* تبلت همانند تلفن هوشمند بیشتر برای کارهای روتین و سرگرمی به کار میرود، برای انجام کارهای اساسی و مهم، اشخاصی که به یک دستگاه سیار احتیاج دارند از لپ تاپ یا نت بوک استفاده میکنند که از لحاظ نحوه استفاده به دلیل داشتن صفحه کلید و تاچ پد همانند یک رایانه دسکتاپ است
* دسکتاپ و تبلت دو دسگاه با ویژگیهای بسیار متفاوت هستند، ایجاد یک محیط گرافیکی/اپلیکیشن که بدون هیچ تغییری روی هر دو اجرا شود تجربه کاربری ناخوشایند و ناکارآمدی ایجاد میکند.
=====
گنوم 3 با این تصمیمات احمقانه باعث شد جامعه دچار تفرقه بشه، عده ای توسعه گنوم 2 را ادامه دادند و نامش را گذاشتند MATE، عده ای گنوم 3 را فورک کردند و نامش را گذاشتند سینامون، و کاربران نهایی هم بین Xfce، MATE، سینامون و گنوم 3 سرگردان ماندند!
نتیجه گیری کلی من از این تحلیل این است که گنوم 3 بدترین اتفاقی بود که میتوانست برای لینوکس دسکتاپ بی افتد، من خودم حدود یک سال کاربر متعصب و طرفدار سرسخت گنوم 3 بودم ولی میبینم فایده نداره و نمیتونم واقعیت ها رو نادیده بگیرم، هر کاربری که از ویندوز به گنو/لینوکس بیاد برای استفاده از گنوم 3 در زحمت و ناراحتی قرار میگیره چون با چیزی که قبلا دیده و کارآمد هم بوده تفاوت زیادی داره و درک منطقش بسیار سخت است.
توصیه من استفاده، حمایت و تبلیغ از میزکار Xfce است، که هم سبک-وزن است، واسط استاندارد و سنتی دارد، و اپلیکیشن های کارآمدی هم دارد.
لطفا نظر، تجربه و تحلیل خود را بگویید.
همچنین اگر شما فکر میکنید جایی از تحلیل من اشتباه است لطفا آنرا بگویید.